مانی در این روزها
ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز ٢٥ آبان ۱۳۸۸ : توسط : مامان مونا

سلام به همه دوست جون ها

خیلی سعی میکنم تندتر بیام اما نمیشه که نمیشهعصبانیاز همه دوست هایی که به

ما سر میزنن و ما وقت نمیکنیم به اونا سر بزنیم عذر خواهی میکنمخجالت

مانی جونم تو این روزها خیلی بزرگ شده و حسابی هم شیطون و وروجک . آقا پسر ما

 دیگه کاملا میشینه و حسابی عاشق خوردن سوپ و آبمیوه شده اما اصلا سرلاک و

حریره بادوم و فرنی دوست ندارهزبان

این پیشی کوچولوی من حسابی و تند تند دنده عقب میره و مرتب لابلای میز و صندلی

ها گیر میکنه و باید از این مخمصه ها نجاتش بدی و گرنه با صدای داد و فریادش همه

همسایه به کمکش می آن! خوب پسر من دنده جلو هم داریم امتحان کنی بد نیست

البته پیشی دنده جلو هم کمی(نیم متر) میره اما خیلی علاقه ندارهتعجب

مخمل من دیشب موقعی که میخواستم بهش سوپ بدم دستشو کرد تو کاسه و

دستشو سوزوندگریه و درست یک ساعت بعدش سرش خورد به میز تلویزیون و قد یه

فندق باد کرد دیگه کار به جایی رسید که مامی و مانی و ددی همه با هم گریه میکردن

گریهگریهگریه.

دو روز پیش مانی جونم سرما خورد و رفتیم دکتر. جاتون خالی اونقدر آقای دکتر لگد

خورد که فکر کنم شب دل درد داشتنیشخند 

این عکسها هم مربوط به 6 ماهگی مانی جونم که الان میذارمشخجالت. (به علت ذیق وقت)

 

 

 

جوجه نوشت1: مانی جونم موقع غذا خوردن میگه هااااااااااااااااااااااااااام.زبان

جوجه نوشت 2: مانی جونم موسیقیدان شده. سق میزنه آهنگ میخونه.تعجب


 
مانی و همسران زیبایش!
ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱٢ آبان ۱۳۸۸ : توسط : مامان مونا

چند وقت بود که من و مامانم نبودیم آخه رفته بودیم یه تصمیمات خوبی راجع به آینذه من بگیریم......

من و مامی رفته بودیم کنار دریا تا آب و هوایی عوض کنیم اونجا بود که آب و هوا بر من اثر کرد و ما در دام عشق اقتادیم.قلب

از مسافرت که برگشتیم رفتیم خواستگاری.....اونجا به ما گفتن که باید بری سر کار.

خلاصه ما هم گشتیم دنبال به شغل نون و آب دار.....آخرش شدیم تاجر فرش!

من و حنا جون زندگی شیرینی را شروع کردیم

اما امان از دست شیطون که گولمون زد و ما عاشق رز خانوم هم شدیم.اما دو بانو در منزلی نگنجند.....

من موندم و رز جون و غم فراق حنا.

رز بیا بغلم تو دیگه نرو......

بذار در سختیها به تو تکیه کنم....

رز هم رفت و من موندم و اشک....

عشقهای جاودان..............

چه کنم در فراق چاره ای نیست جز جویدن ....

حالا که عروسهام قهر کردن ...خودم عروس میشم.....لی لی لی لی لی....

پایین اومدیم دوغ بود قصه من دروغ بود......(دندونهامو دیدین!)

وقتی موهامو کوتاه کردم و دیگه قید عیالو زدم.....