ماجراهای حمام مانی گلی به روایت دوربین
ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱٧ شهریور ۱۳۸۸ : توسط : مامان مونا

اول از همه از تعداد زیاد عکس ها عذر خواهی میکنم.

هر چی میگذره مانی بازیگوش تر میشه و عکس گرفتن ازش سختر.

من و مانی یک روز در میان میریم حموم و این فرصتیه برای شیطنت بیشتر شاه پسری.این هم آقا مانی  قبل از حمام

وقتی مانی وارد حموم میشه و هنوز متوجه اسباب بازیها نشده و به خوردن دستان مبارک مشغوله

وقتی ماهی کوچولو به چنگ مانی خان میافته{#emotions_dlg.e21}

در این قسمت به شدت برای گرفتن آب تلاش میکنه .هر وقت نمی تونه آبو بگیره کلی تعجب میکنه!{#emotions_dlg.e25}

ای وای مامان جون برندار.عیبه!{#emotions_dlg.e3}

تلاش با تمام وجود برای....{#emotions_dlg.e28}

در نهایت مانی موفق میشه و مامان مجبور میشه از یک روش دیگه استفاده کنه{#emotions_dlg.e29}

اینهم از شیطنت مامان و مانی تک شاخ !{#emotions_dlg.e19}

و وقتی گشنه میشه به هیچ چیز رحم نمیکنه حتی.....{#emotions_dlg.e4}

یک عدد آقا مانی با حجاب کامل اسلامی{#emotions_dlg.e53}

اوا خواهر این پا دیگه چیه؟ حجابتو رعایت کن.{#emotions_dlg.e52}

و اینهم از سرانجام پروانه بیچاره...{#emotions_dlg.e28}

قضاوت مقدار جنبش های این فینگیلی با شما {#emotions_dlg.e13}

اگه گفتید دماغ کدوممون عملی؟{#emotions_dlg.e2}

وقتی مانی به معشوقه اش(لوستر) می نگرد{#emotions_dlg.e11}

این هم یک جنتلمن واقعی

مامان زیر بلوزم چیه؟{#emotions_dlg.e2}

وقتی پیشی کوچولوی ما خسته میشه و چشماش هم خمار{#emotions_dlg.e7}

خوابهای رنگی ببینی عشق کوچولو{#emotions_dlg.e5}