خداحافظی
ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱ مهر ۱۳۸۸ : توسط : مامان مونا

این که میبینید دایی جون منه چند روزپیش رفت اون دوردورا .دلم خیلی براش تنگ شده.داییییییییییییییییگریه

من ودایی علی تو فرودگاه. من خیلی تو این عکس غصه دارم آخه خیلی تلاش کردم دایی منو با خودش ببره اما نشدناراحت باور نمیکنید ؟

رفتم وتو کوله پشتی دایی قایم شد اما جواب نداد.تعجبحالا باور کردید راست میگم؟

از شدت غصه معتاد شدمتعجب معتاد به خوردن انواع مارک ها!

این عکس مهمونی خداحافظی دایی جونه .این که می بینید رادمهر پسر دختر خاله مامانمه. همه با هم متحد شدن و تلاش کردن تا منو رادمهر با هم عکس بندازیم اما نشد که نشد. عصبانی

آهای رادمهر قهر نکن آهای بچه جون با توام کجا میری؟قهر

وقتی من ایکس باسک یا نمیدونم ایس باس یا هر چی بازی میکنم. به سوات خودتون ببخشید.خنده

بازم گشنمه و به خوردن سویی شرت روی آوردم. آهای ننه من گشنمهزبان

خوردن بدون دخالت دست .آموزش تضمینی توسط استاد مانی اسلامی فقط در یک جلسهتعجب

و در نهایت خوردن جوراب تمام شد و نوبت به کفش های محترم رسیدنیشخند

خوب مگه نمی شه پسر خوشگلا عشوه بیان؟مژه

موهام قشنگ شد؟ کانال فشن ازم دعوت کرده برم میلان یه دور بزنم ازم فیلم بگیرن اما من گفتم حالا باید فکرامو کنم بعدا جواب بدم.قهر

وقتی از خواب بیدار میشم و هنوز حس بازیگوشی به بدنم رخنه نکردهخمیازه

و زمانی که بعد از یک بازی مفصل خودم خوابم میبره. خواب

تست:درجه بازی مانی را محاسبه نموده و مقدار شیطونی ها را تخمین بزنیدمتفکر