پنجشنبه روز نظافت
ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۱ دی ۱۳۸۸ : توسط : مامان مونا

 پنجشنبه ها روز نظافت مامانمه. من تازگی ها چون دیگه خودم میتونم کاملا چهاردست وپا به همه جا برم خیلی به مامانم کمک میکنم تا مامان جونم خسته نشهتعجب

 خوب حالا شروع کنم برم سراغ مامانم ببینم چه کاری از دستم بر میاد؟ ناسلامتی وقتی بابام نیست من مرد خونه ام.!! متفکر

 اول از همه باید دم این جارو برقی را بگیرم تا خدایی نکرده مامانمو نخوره.نیشخند

 وای که این جارو نگه داشتن چه کار سختیه و چقده آدم خسته میشه!خواب

 خوب حالا نوبت بخار شوره. باید همه جا استریل بشه تا من مریض نشم. مخصوصا از وقتی که به لیسیدن زمین علاقه خاصی پیدا کردمو وتا مامانم غافل میشه منم درنقش تی بازی میکنم و .....عصبانی

 خوب ببینم تا من خواب بودم مامانم گردگیری هم کرده یا نه؟ آخ

 مثل اینکه انجام داده حالا اینها را چه جوری بذارم سر جاشون؟ نگران 

 خوب این اسباب بازی ها دیگه قدیمی و کهنه و پوسیده شده بود خودشون شکستند. یه وقت فکر نکنید کار من بوده .اصلا به هیچ وجه. نه نه نه!! عینک

 خوب مگه چیه ؟ چرا اینجوری نیگام میکنید؟ خودتون بعد از یه روز کامل تلاش و نظافت چه ریختی میشید ؟  این همه تلاش ...حداقل بگید خسته نباشی گل پسری!!تعجب

 حالا دیدید دوباره خوشگل شدم؟ خجالت

 به نظر شما با کدوم باید موهام شونه کنم؟ متفکر

 فکر کنم این یکی بهتر باشه .اگه گفتید چرا؟ مژه

 چون میشه به جای مسواک هم ازش استفاد ه کرد.نیشخند

  بچه ها کمک به ماماناتون یادتون نره.. خیلی کیف میده. امتحان کنید......نیشخند

مامان:گریه