پریشون
ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱٤ امرداد ۱۳۸۸ : توسط : مامان مونا

صبح چشماممو که باز کردم مانی بیدار بود و داشت با خودش بازی میکرد آخه وقتی بیدار میشه اصلا گریه نمی کنه و من باید با یه حس قوی مادرانه بفهمم که بیدار شده به طور کل نی نی ما زیاد گریه بلد نیست و این موضوع یه کمی هم خطرناکه مثلا وقتی که دمر میشه و نمی تونه برگرده باز هم از گریه خبری نیستتعجب

وقتی چشمم به مانی افتاد دیدم همه موهاشو توی صورتش ریخته همه رو کنار زدم و رفتم تا براش شیر درست کنم وقتی برگشتم دوباره همه موهاش تو صورتش بود خیلی تعجب کردم و موهاشو درست کردم بعد که شیر خوردن شازده تموم شد دیدم نفسی از سر رضایت کشید و خودش با دستاش موهاشو ریخت توی صورتشتعجب

فکر کنم نی نی عاشق شده شما چی فکر میکنیدمتفکر