قهر
ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱٥ امرداد ۱۳۸۸ : توسط : مامان مونا

سلام دوست جونا

دیدم مامان خسته است و ما هم که عازم سفر به ویلای مامانی (نوشهر) گفتیم خودمون بیایم بنویسیم. دیشب ما دیدیم مامان مونا یه کمی چاق شده گفتیم بیایم خوبی کنیم  یه ذره لگد بزنیم تو شکمش بلکه لاغر شه! اونم کی؟ ساعت 2 نصفه شب  خوب من دوست داشتم مامانم بخنده و خوش هیکل باشه .اما نمیدونم چرا عصبانی شد .بعد هم صبح قهر کردمو و رفتم زیر پتو که نمی دونم چی شد که مامان از قهر من حسابی تعجب کرد و جیغ کشید!

اما جاتون خالی کلی قربون صدقم رفت و هی بوسم کرد. دیدین قهر کردن جواب میده مخصوصا اگه سرتون زیر پتو باشهتعجب

خوب ما عجله داریم باید بریم شنبه برمی گردیم فعلا خدانگهداربامن حرف نزن