وقنی مانی رئیس می شود

سلام به همه دوستهای نازنیم

این کم کاریها تقصیر مامانم نیست بلکه تقصیر شرکت مخابراته که تلفن ما رو قطع کرده بود خلاصه به بزرگی خودتون ببخشید.

چند روز پیش مامی منو برد آتلیه تا من از ۶ ماهگیم عکس بندازم. اونجا بود که احساس کرد من خیلی مرد شدم و ......عینک

خلاصه فرداش منو با خودش برد اداره تا ببینه میتونه با یه رایزنی درست و حسابی دست ما رو هم یه جا بند کنه تا به سلامتی صاحب خونه و ماشین و عیال بشیم یا نه....خلاصه جونم براتون بگه ما هم سنگ تموم گذاشتیم و شایستگی خودمونو نشون دادیمو....اینطور بود که ......هورا

بببببببببببببببله ما هم به مدد دولت جدید به یه جایی رسیدیم و پست ریاست را قبول کردیمنیشخند

چایی ها را دارید کههههههههههههههههاز خود راضی

آقا پس این کارها چی شد ؟ منتظرم تا امضاء کنم بدوید کارمندهای تنبل منتعجب

یه چایی خوردم خستگی کار از تنم بره بیرونچشمک

خلاصه ماجرا دیدیم زیاد کار نکنیم خسته میشیم .کار را سپردیم به کارمندها و خودمون در ساعت اداری رفتیم سراغ تفریح .هورا

خوب مگه همه رئیسها اینجوری نیستند؟ساکت

من نمیدونم چرا سایز این اسباب بازیها را اینطوری می سازن که تو دهن من جا نمیشه؟ باید یک نامه توبیخی براشون بنویسم.متفکر

وقتی حوصله ام از این همه بازی سر رفته و به خوندن یک ترانه قدیمی مربوط به قبل از تصدی پست ریاست روی آوردممژه

گفتم بد نیست این میون یه چرتی هم بزنمخمیازه

و.......خواب

بهتر دیدم یه جای مناسب تر انتخاب کنم و با آرامش خوابهای رنگی ببینمفرشته

بعد از یک روز سخت کاری و اون همه دردسر که مشاهده کردید نظر مامی راجع به خونه و عیال عوض شد و تصمیم گرفتم تا من به ایشون هم حکم توبیخی ندادم  فعلا استعفاء بدم و به همون شیطنتهای همیشگی مشغول بشم . بای بای

راستی من یاد گرفتم که کل خونه را با قل خوردن متر کنم و زیر همه میزها و مبل ها برم تا ببینم میتونم یه گنجی پیدا کنم یا نه؟ البته یادتون باشه که دست گل هایی هم به آب میدم مثل شکستن یکی از گلدونهانیشخند

شما میدونید گنج خونه ما کجاست؟گاوچران

 

/ 18 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان و نی‌نی‌ش

من ماجرای خوردن آقا مانی رو دنبال میکنم.. از عکس اول که کفش پاش نبود.. معلومه قبلا هپلوش کرده.. بعد که گیر داده به اسباب بازیش .. بعد هم که تو عکسهای آخر معلومه جورابشم هپلو کرده.. ای پسر شکمو.. [خنده]

نیاز (نی نی سایت ) بهاره

[نیشخند]خیلی این عکسها باحالن یعنی می شه گفت مامان خانم اون روز اصلا چرخهای مملکت رو نچرخوندن چون به عنوان عکاس مشغول به خدمت بودن [نیشخند] رئیس هم می شی قند عسلم صاحب خونه و ماشین و ویلا و زن و دوست دختر و .... اوهههه خوش به حالت تازه نشد هم مهم نیست بگو مامان و بابا خوب کار کنن همه چی روبه نام تو بزن همه چی خوب ؟ بعد من باران رو می دم به خود خود پولدارت [خجالت]

پريسا اديسه

عسلكـــــــــــــــم . الهي قربونت برم من . خوبي مونا جونم ؟

آرزو

وای من قلبون این پسله بلم با این مدل خوابیدنش. نه به اون آرامش خوابش و نه به این شیطنت این عکس آخر همه چی تمومه این پسر

آرزو

با عرض پوزش ماشالله یادم رفت مامانش اسفند محض احتیاط به میزان فراوووووون یادت نره

پريسا اديسه تنها

اي جااااااااااان . من قربون اون شكلت بشم آخه . موناااااااااا كجايي خواهر ؟ كشتي منو كه . اي بابا . ما هم دل داريم . خب تنگ ميشه براتون

پريسا اديسه

قربونش برم من كه اينقده مامانش تنبله نمياد آپ كنه . . . مونا جونم خوبي ؟